العلامة المجلسي
954
حياة القلوب ( فارسي )
پس آورد ايشان را به كنار فرات وآب دهان مبارك خود را در فرات انداخت وبه دعائي چند تكلّم فرمود ، ناگاه جرّيثى سر از آب بدر آورد ودهان خود را گشود . حضرت فرمود : تو كيستى ؟ واي بر تو وبر قوم تو . گفت : ما از أهل آن شهريم كه در كنار دريا بود كه خدا قصهء ما را در قرآن ياد كرده است ، پس خدا بر ما عرض كرد ولايت تو را وما قبول نكرديم ، وخدا ما را مسخ كرد ، پس بعضي از ما در دريا مىباشند وبعضي در صحرا ، امّا آنها كه در دريا مىباشند أنواع ما است يعنى مارماهى وجرّيث ، وآنها كه در صحرا مىباشند سوسمار وموش دشتى است . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام رو به أصحاب خود كرد وفرمود : شنيديد ؟ گفتند : بلى . فرمود : بحقّ خداوندى كه محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم را به پيغمبرى فرستاده است كه حائض مىشوند مانند زنان شما « 1 » . بدان كه ظاهر أحاديث ومشهور ميان مفسران آن است كه ايشان أهل بصره بودند ؛ وبعضي گفتهاند كه أهل مدين بودند ؛ وبعضي گفتهاند أهل طبريه بودند « 2 » . وظاهر أحاديث معتبره آن است كه ايشان در زمان حضرت داود عليه السّلام بودند ، واز بعضي أحاديث ظاهر مىشود كه بعضي خوك شدند وبعضي ميمون گرديدند « 3 » ؛ وبعضي گفتهاند كه : جوانان ايشان ميمون شدند وپيران ايشان خوك شدند « 4 » ، واللّه اعلم .
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 35 . ( 2 ) . مجمع البيان 2 / 491 ؛ تفسير فخر رازي 15 / 36 . ودر اين دو مصدر وبقيهء مصادرى كه در دسترس بود نامى از بصره نيامده است . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 244 . ( 4 ) . مجمع البيان 2 / 493 ؛ تفسير طبري 6 / 102 .